شيخ ذبيح الله محلاتى

21

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً در حق ما نازل شد يا در حق غير ما ؟ گفت : در حق شما آمده است فرمود : اى ابو بكر اكنون از تو پرسش مىكنم اگر شاهدى در حق فاطمه گواهى دهد و او را بعصيانى متهم سازد چه كنى ؟ گفت به روى مانند ديگر زنان اقامهء حد كنم ، فرمود : اين وقت كافر شوى ، ابو بكر گفت : اين سخن از كجا گويى فرمود از بهر آنكه شهادت خداى را به طهارت فاطمه رد كرده باشى ، و شهادت مردم را پذيرفته باشى هم‌اكنون قصهء فدك از اين‌گونه است چه حكم خدا و رسول را رد كردي و شهادت مالك بن اوس بن حدثان را كه يك‌تن اعرابى است كه بر خويشتن پليدى كند پذيرفتى ! و فدك را از فاطمه بازگرفتى ! ( و قد قال رسول اللّه البينة على المدعي و اليمين على المدعى عليه فرددت قول رسول اللّه و قلت : البينة على من ادعى عليه و اليمين على من ادعى ) ! اين وقت گروهى از مهاجر و انصار بگريستند و گفتند : سوگند با خداى كه على سخن به صدق كند ، اين وقت امير المؤمنين به خانه مراجعت كرد و ابو بكر مخذول و منكوب و پريشان گرديد و ترسيد كه فتنه حديث شود از مسجد به خانه خويش دررفت و عمر را حاضر ساخت و گفت امروز نگران بودى و كار ما را با على نگريستى سوگند با خداى اگر مرتبه ديگر اين مجلس آراسته گردد مردم بر ما بشورند و اين امر را از ما بگردانند اكنون رأى چيست ؟ عمر گفت جز اين نيست كه على را بايد مقتول ساخت ! ! . فرمان دادن عمر بقتل امير المؤمنين عليه السّلام ابو بكر گفت : اين كار را كى اقدام مىنمايد ؟ عمر گفت : خالد بن وليد پس خالد را طلبيدند و گفتند مىخواهيم ترا بامر عظيمي بداريم گفت : بهرچه امر كنيد اطاعت كنم و لو قتل على ابن ابي طالب بوده باشد گفتند ما نيز همين را از تو مىخواهيم خالد گفت : چه وقت او را بقتل بياورم ابو بكر گفت : در وقت نماز به مسجد حاضر شو و در پهلوى او بايست چون من سلام نماز بگويم برخيز و گردنش را بزن گفت چنين كنم اسماء بنت عميس كه در ابتداء زوجهء جعفر طيار بود و بعد از آن در حبالهء نكاح ابو بكر درآمده بود اين قصه را شنيد كنيز خود را طلبيده گفت برو بخانهء على بن ابى طالب عليه السّلام و سلام مرا به او برسان و بگو : ( إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ ) و در بعضي